تبلیغات
افتاب مهتاب - مطالب ابر

شخصى سخن چین ، به حضور امام حسن مجتبی علیه السلام رسید.
عرض کرد:
فلانى از شما بدگویى مى کند.
امام علیه السلام به جاى تشویق چهره درهم کشید و به او فرمود:
تو مرا به زحمت انداختى .
از این که غیبت یک مسلمان را شنیدم باید درباره خود استغفار کنم و از این که گفتى آن شخص با بدگویى از من ، مرتکب گناه شده بایستى براى او نیز دعا کنم ...




طبقه بندی: جالب، مذهبی- عرفانی- عکس-داستان ، متن اخلاقی،
برچسب ها: داستان، داستان کوتاه، اما حسن مجتبی(ع)، و...،

تاریخ : چهارشنبه 16 بهمن 1392 | 08:24 ب.ظ | نویسنده : Han1eh | نظرات

لحظات آخر زندگی امام صادق علیه السلام بود.امام دقایق آخر عمر خود را طی می کرد. پلکها روی هم افتاده بود. ناگهان امام پلکها را از روی هم برداشت و فرمود:«همین الآن جمیع افراد خویشاوندان مرا حاضر کنید. »مطلب عجیبی بود.در این وقت امام همچو دستوری داده بود. همه جمع شدند.کسی از خویشان و نزدیکان امام باقی نماند که آنجا حاضر نشده باشد.همه منتظر و آماده که امام در این لحظه حساس می خواهد چه بکند و چه بگوید.

 «امام همینکه همه را حاضر دید،جمعیت را مخاطب قرار داده فرمود:شفاعت ما هرگز نصیب کسانی که نماز را سبک می شمارند نخواهد شد




طبقه بندی: جالب، مذهبی- عرفانی- عکس-داستان ، متن اخلاقی،
برچسب ها: داستان، داستان کوتاه، مذهبی، امام صادق (ع)، و...،

تاریخ : چهارشنبه 16 بهمن 1392 | 08:22 ب.ظ | نویسنده : Han1eh | نظرات

من این شب زنده داری را دوست دارم
من این پریشانی را دوست دارم
بغض آسمان دلتنگی را دوست دارم
گذشت و دلم عاشق شد ، بیشتر گذشت و دلم دیوانه ات شد من این دیوانگی را دوست دارم
چه بگویم از دلم ، چه بگویم از این روزها ، هر چه بگویم ، این تکرار لحظه های با تو بودن را دوست دارم
بی قرارم ، ساختم با دوری ات ، نشستم به انتظار آمدنت ، من این انتظارها و بی قراریها را دوست دارم
چونکه تو را دارم ، چون به عشق تو بی قرارم، به عشق تو اینجا مثل یک پرنده ی گرفتارم
به عشق تو نشسته ام در برابر غروب ، این غروب را با تمام تلخی هایش دوست دارم
من این نامهربانی هایت را دوست دارم ، هر چه سرد باشی با دلم، من این سرمای وجودت را نیز دوست دارم
من این بی محبتی هایت را دوست دارم ، هر چه عذابم دهی ، من آزار و اذیتهایت را دوست دارم
هر چه با دلم بازی کنی ، من این بازی را دوست دارم
مرا در به در کوچه پس کوچه های دلت کردی ، من این در به دری را دوست دارم
مرا نترسان از رفتنت ، مرا نرجان از شکستنت ، بهانه هم بگیری برایم ، بهانه هایت را دوست دارم
من این اشکهایی که میریزد از چشمانم را دوست دارم ، آن نگاه های سردت را دوست دارم
بی خیالی هایت را دوست دارم ، اینکه نمیایی به دیدارم هم بماند،غرورت را نیز دوست دارم....
تو یک سو باشی و تمام غمهای دنیا هم همان سو، من تو را با تمام غمهایت دوست دارم....
هر چه بگویی دوست دارم ، هر چه باشی دوست دارم ، مرا دوست نداشته باشی ، من دوستت دارم
من این ابر بی باران را دوست دارم ، من این کویر خشک و بی جان را دوست دارم، این شاخه خشکیده و بی گل را دوست دارم ، من اینجا و آنجا همه جا را با تو دوست دارم....
من این شب زنده داری را دوست دارم
اگر با تو بودن خطا است و من گناهکار ،من گناه کردن را با تو دوست دارم...
بی مهری هایت به حساب دلم ، اشکهایم را که در می آوری نیز به حساب چشمانم من این حساب اشتباه را دوست دارم....

 

متن زیبا و عاشقانه, عاشقانه

 




طبقه بندی: جالب، متن زیبا و عاشقانه، داستانک -عکس -عاشقانه،
برچسب ها: دوست دارم، دیوانه بازی، عشق، مطلب زیبا، عکس، و...،

تاریخ : شنبه 19 مرداد 1392 | 12:12 ب.ظ | نویسنده : Han1eh | نظرات
هیچ وقت
به کسی اعتماد نکن
و
وابسته اش نشو
حتی
سایه خودت
چون وقتی شب بشه اونم تنهات میذاره

این جمله از ی دوست خیلی خوب بود
براش ارزوی سلامتی و خوشبختی دارم




طبقه بندی: جالب، متن اخلاقی،
برچسب ها: هیچ، هیچ وقت، سایه، اعتماد، اعتماد نکنید، و...،

تاریخ : دوشنبه 3 مهر 1391 | 09:13 ب.ظ | نویسنده : Han1eh | نظرات



http://image.2khati.com/data/media/213/asheghane_2.jpg

ا دمهای ساده را دوست دارم، همان ها که بدی هیچ کس را باور ندارند، همان ها که برای همه لبخند دارند، همان ها که همیشه هستند برای همه هستند، آدمهای ساده را باید مثل یک تابلوی نقاشی ساعتها تماشا کرد؛ عمرشان کوتاه است! بسکه هر کسی از راه میرسد یا ازشان سوءاستفاده میکند یا زمینشان میزند یا درس ساده نبودن بهشان میدهد، آدمهای ساده را دوست دارم، آنان که بوی ناب " آدمی " میدهند


برچسب ها: ادم، ساده، ان هایی که، لبخند، و...، متن ادبی اخلاقی، دوست دارم،

تاریخ : سه شنبه 21 شهریور 1391 | 02:53 ق.ظ | نویسنده : Han1eh | نظرات
.: Weblog Themes By BlackSkin :.